درباره تبریز


 
تَبْریزْ یکی از شهرهای بزرگ ایران و مرکز استان آذربایجان شرقی است. این شهر بزرگ‌ترین شهر منطقهٔ شمال غرب کشور و قطب اداری، ارتباطی، بازرگانی، سیاسی، صنعتی، فرهنگی و نظامی این منطقه شناخته می‌شود. بر اساس آخرین سرشماری مرکز آمار ایران که در سال هزار و سیصد و نود صورت گرفته، شهر تبریز با جمعیتی بالغ‌بر 1,494,998 نفر چهارمین شهر پرجمعیت ایران پس از شهرهای تهران، مشهد و اصفهان محسوب می‌گردد. این شهر به دلیل جای دادن بسیاری از کارخانه‌های مادر و بزرگ صنعتی در خود و نیز وجود بیش از شش‌صد شرکت قطعه ساز در آن، دومین شهر آلوده و نیز دومین شهر صنعتی کشور پس از تهران به شمار می‌رود و به دلیل صنعتی بودن، یکی از مهم‌ترین شهرهای مهاجرپذیر ایران محسوب می‌شود. پس از بهره‌برداری از آزادراه نبی اکرم، میزان مسافر پذیری تبریز روبه افزایش نهاد و این شهر پس از مشهد به‌عنوان دومین شهر مسافر پذیر کشور مطرح گردید. به جهت ریشه‌کنی تکدی‌گری از تبریز، این شهر به‌عنوان شهر بدون گدا شناخته می‌شود.
 
شهر تبریز در غرب استان آذربایجان شرقی و در منتهی‌الیه مشرق و جنوب شرق جلگهٔ تبریز قرارگرفته است. این شهر از سمت شمال به کوه‌های یکه‌چین و عون بن علی، از سمت شمال شرق به کوه‌های بابا باغی و گوزنی، از سمت شرق به گردنهٔ پایان و از سمت جنوب به دامنه‌های کوه سهند محدودشده است. آب‌وهوای تبریز در زمستان‌ها بسیار سرد و در تابستان‌ها خشک و گرم است؛ اگرچه حرارت به دلیل نزدیکی به کوه سهند و وجود باغ‌های زیادی در پیرامون شهر تعدیل می‌گردد.

نام تبریز در کتاب‌ها و اسناد تاریخی تحت نام‌های مختلفی نظیر «تَورِز»، «تَورِژ»، «تِبریز» و «توری» به ثبت رسیده است. این شهر در طول تاریخ بارها ویران و تجدید بناشده است. بنای تبریز به دوران اشکانی و ساسانی برمی‌گردد؛ البته در آغاز دوران اسلامی روستای کوچکی بیش نبوده است. این شهر در طول حکومت چهارصدسالهٔ خاندان «رَوّادی» و اسکان قبیلهٔ عرب «اَزْد» به شکوفایی رسید. اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود که در این زمان، این شهر پایتخت قلمروی پهناور از نیل تا آسیای مرکزی بوده است. شهر تبریز در سده‌های گذشته شاهد حوادث متعددی از قبیل اشغال توسط بیگانگان و زمین‌لرزه‌های مهلک بوده است. این شهر پایتخت آق قویونلوها و قرا قویونلوها، نخستین پایتخت حکومت صفویه و آغازگر انقلاب مشروطه علیه استبداد محمدعلی شاه بوده است.

شهر تبریز نخستین پایتخت جهان تشیع است؛ و به سبب موقعیت مناسب خود، درگذشته از مراکز تجاری منطقه بوده و هم‌اکنون نیز یکی از مراکز مهم صنعتی در سطح ایران محسوب می‌شود. این شهر در دو سدهٔ اخیر، مبدأ بسیاری از تحولات اجتماعی، فرهنگی و صنعتی در کشور بوده و نقشی کلیدی در تحولاتی مانند انقلاب مشروطیت، انقلاب ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه‌وهفت و مدرنیزه کردن ایران داشته است. مردمان تبریز هم‌اکنون به زبان ترکی آذربایجانی تکلم می‌نمایند؛ هرچند اسناد و شواهد موجود نشان می‌دهد که پیش‌تر زبانی ایرانی باریشهٔ غیر ترکی در این شهر تکلم می‌شده است.
 
وجه‌تسمیه

به گفتهٔ ولادیمیر مینورسکی، ایران‌شناس، یاقوت حموی در «معجم‌البلدان» گزارش می‌دهد که نام شهر در زمان دیدار یاقوت از تبریز در زبان محلی «تِبریز» تلفظ می‌شده است. مینورسکی معتقد است که تلفظ تِبریز باید به گویش ایرانی آذری قدیم تعلق داشته باشد. این گویش به گویش‌های موسوم به گویش‌های ایرانی جنوب دریای خزر وابسته است. یا به‌احتمال بیشتر، تلفظ تِبریز معرب شده نام شهر در باب فِعلیل (در عربی) است. همچنین شیوهٔ نگارش نام این شهر در (زبان) ارمنی و تجزیه‌وتحلیل صیغهٔ ارمنی، نمایانگر وابستگی واژهٔ تَوریژ به زبان پهلوی شمالی هست. مینورسکی در پایان چنین نتیجه می‌گیرد که این مسئله نشان می‌دهد که ریشهٔ نام شهر به زمان‌های بسیار دور، اوایل سلسلهٔ ساسانی یا شاید قبل از اشکانیان برمی‌گردد. بنا بر گفتهٔ مصطفی مؤمنی در دانشنامهٔ اسلامی، اهالی بومی آذربایجان، تبریز را توری (چشمه یا رود گرم) می‌خوانده‌اند. تا اوایل قرن چهارده خورشیدی نیز، روستاییان اطراف تبریز، این شهر را توری می‌نامیده‌اند. حتی در حال حاضر، مردمان قنبرآباد در اطراف تبریز، به این شهر توری می‌گویند. در نوشته‌های کهن (برای نمونه ابوالفداء) نام این شهر به شکل «تُوریز» آمده است و هنوز هم در زبان‌های کردی و تاتی «توریز» و «تُوْری» به کار می‌رود. لرد کرزن نیز تبریز را کلمه‌ای آریایی مستخرج از تب به معنای «گرم و پنج‌دهم گرم» و رز و ریز و رش از مصدر «ریختن» می‌داند و آن را به سبب وجود چشمه‌های آبگرم مجاورش «گرما ریز» معنی کرده است. ویلهلم آیلرس -زبان‌شناس آلمانی- یافتن ریشهٔ دقیق واژهٔ تبریز را دشوار دانسته و احتمال داده است که تبریز از دو بخش تب و رِز، به معنای «رود آب گرم» تشکیل‌شده باشد. تپ یا تف به معنای «گرم» (مثلاً در تفتان) و ریز به معنای «جریان داشتن چشمه و جوی» است؛ مانند «کاریز» و «نیریز». در تقویم البلدان (تألیف در هفت‌صد و بیست‌ویک هجری) در دو جا آن را «توریز» آورده است و در تالی کتاب وفیات الاعیان، تألیف ابن صقاعی نیز «توریز» آمده است. در نسبت بدین نام، «توریزی» می‌نوشته‌اند؛ چنانکه ابن‌بطوطه از شخصی منسوب به‌توریز نام‌برده است: «موکل بنا امیر جلال‌الدین بن الفلکی التوریزی است». فاوست بیزانسی در قرن چهار میلادی، تبریز را «تَوْرِژ» و «تَوْرِش»، اسولیک در قرن یازده میلادی، نام این شهر را «تَوْرِژ» نوشته است و واردا نر قرن چهارده میلادی آن را «تَوْرِژ» و «دَوْرِژ» ذکر کرده است. گویا دورژ اخیر از لهجهٔ عامیانهٔ ارمنی مشتق شده است و اصل کلمه، «دَ-ای- وْرِژ» به معنای «این برای انتقام است» بوده است. بر طبق پاره‌ای منابع، این شهر در سال دویست و چهل‌وشش میلادی «شهستان» نامیده می‌شده است و توسط تیرداد سه، حکمران اشکانی تبار منطقه، به‌تَوْرِژ تغییر نام داده است.

در دانشنامهٔ اسلامی، در پایان نتیجه‌گیری می‌شود که با توجه به منابع ارمنی که نام شهر را در قرن پنج (بلکه چهار) میلادی، «تورژ» دانسته‌اند و این‌که به فارسی هم تورز تلفظ کرده‌اند و با توجه به معنای متداول فارسی «تب‌ریز» و «تب پنهان کن» و به قول اولیای چلبی «سِتْمه دوکوجو» (ستمه: تب، دوکوجو: ریزنده) است و احتمالاً نام تبریز، «پنهان کنندهٔ تف و گرما» و با جنبش‌های آتش‌فشانی کوه سهند مرتبط بوده است.

دانشنامه بریتانیکا نیز نظری مشابه دارد و تبریز را در اصل «تپ + ریز» می‌داند، چیزی که باعث روان شدن گرما می‌شود که احتمالاً به خاطر چشمه‌های آبگرم اطراف آن است.

در مورد نام شهر توجیه مصطلح ولی عامیانه دیگری وجود دارد. حمدالله مستوفی دربارهٔ وجه‌تسمیهٔ تبریز می‌نویسد: «بنای تبریز از زبیده (زن هارون‌الرشید) است. وی به بیماری تب‌نوبه مبتلا شده بود؛ چند روزی در آن حوالی اقامت کرده، در اثر هوای لطیف و دل‌انگیز آنجا بیماری وی زایل شده، فرموده شهری در آن محل بنا کنند و نام آن را تب‌ریز بگذارند». هرچند احمد کسروی در کتاب آذری یا زبان باستان آذربایجان توجیه اخیر را عامیانه و نادرست می‌داند.

شهر تبریز شهر تاریخ‌ساز، شهر حماسه‌ها و شهر اسطوره‌ها و شهری است که بر دامنهٔ کوه سرخاب واقع گشته که به قولی نامش (توریس یا تاوریس) برگرفته از نام این کوه سرخ‌فام بوده است. این شهر به دلیل شرایط خاص جغرافیایی و طبیعی از اهمیت بالای اقتصادی و سیاسی برخوردار است و پیدایش تمدن‌های باستانی نظیر سان‌ها و مادها در دوره‌های پیش‌ازتاریخ گواهی این ادعا است.

کاوش‌های اخیر باستان‌شناسی در محوطهٔ مسجد کبود وجود تمدن و فرهنگ بیش از چهار هزار و پانصدساله را در این شهر به اثبات رسانده و در صورت کشف محل دژ (تاروئی تارماکیس) در محدودهٔ فعلی شهر تبریز بر اهمیت تاریخی آن افزوده خواهد شد.

بر اساس نوشته‌های مورخان و جهانگردان در سده‌های بعد از اسلام، تبریز نه‌تنها از شهرهای مهم و معتبر آذربایجان، بلکه از شهرهای مهم کشور نیز بوده است. عبور جاده ابریشم از نزدیکی آن موجب شکوفایی اقتصادی و فرهنگی گردیده و ارتباطات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی موجبات تغییر و تحول فرهنگ، تمدن و آداب‌ورسوم مردم این سرزمین گردیده و مقدمات ایجاد بسیاری از علوم، مکاتب، مؤسسات و نهادهای مدنی برای اولین بار در کشور را به ارمغان آورده است و نام شهر تبریز را به‌عنوان «شهر اولین‌ها» در کشور بلند کرده است. اولین مدرسه، اولین کتابخانه، اولین بیمارستان، اولین نشریه، اولین تئاتر، اولین بلدیه و... در این شهر بوده است.
 
پیشینه تبریز

ارتباط شهر تبریز با گروهی از شهرها و قلعه‌های هم‌زمان با دوران مادها، در میان محققین مورد مشاجرهٔ فراوان قرارگرفته است. تعدادی از محققین بر این عقیده‌اند که دژ «تارویی-تارمکیس» که نام آن در کتیبهٔ سار گن دو -پادشاه آشور در بین سال‌های هفت‌صد و پنج‌تا هفت‌صد و بیست‌ویک پیش از میلاد مسیح- آمده است، در محل شهر کنونی تبریز قرار دارد. این دژ بنا بر کتیبهٔ سار گن، محل نگه‌داری اسب‌های ذخیرهٔ سواران اورارتو بوده است که در حملهٔ آشوری‌ها ویران‌شده است.

شهر کنونی تبریز بر روی خرابه‌های شهر «تَوْرِژ» (بارها) بناشده است. تورژ یکی از بااهمیت‌ترین مراکز بازرگانی منطقه بوده است و به‌عنوان پل ارتباطی میان شرق و غرب اهمیت فراوانی داشته است. این شهر در زمان حکمرانان اشکانی تبار ارمنستان، پایتخت این منطقه بوده است. هرچند ولادیمیر مینورسکی در دانشنامهٔ اسلام این نظریه را رد کرده و بیان می‌کند این داستان که شاه اشکانی تبار ارمنستان به خاطر انتقام کشته‌شده اردوان (آخرین پادشاه اشکانی) به دست اردشیر بابکان (بنیان‌گذار سلسلهٔ ساسانی) تبریز را اشغال کرده و این شهر را پایتخت ارمنستان قرار داده است، تنها بر اساس نوشته‌های واردان -تاریخ‌نگار ارمنی در قرن چهارده میلادی- در منابع قدیمی به چنین چیزی اشاره نشده است و این روایت ریشه‌ای عامیانه دارد.

در کتاب تاریخ ایران (چاپ دانشگاه کمبریج) آمده است که شهر تبریز در اوایل دورهٔ ساسانی (سدهٔ سه یا چهار میلادی) بناشده است و یا به‌احتمال بیش‌تر در سدهٔ هفت این واقعه روی‌داده است.

از فتح آذربایجان توسط اعراب تا ایلخانان

در زمان فتح آذربایجان به دست اعراب در سال بیست‌ودو هجری، آن‌گونه که در کتاب فتوح‌البلدان بلا ذری آمده است، توجه سپاه اعراب بیش‌تر متوجه شهر اردبیل بوده است و حتی نامی از تبریز در فهرست شهرهایی که مرزبان پارسی از آن‌ها سربازگیری کرده بود، نیامده است. چنین پیداست که تبریز همان‌گونه که «فاستوس بیزانسی» اشاره‌کرده است، در قرن چهار میلادی ویران‌شده بود و در زمان حملهٔ اعراب، قریه‌ای کوچک بیش نبوده است.

پس از فتح آذربایجان، گروهی از اعراب در آذربایجان ساکن شدند. در زمان خلافت منصور عباسی (هفت‌صد و سی و پنجاه‌وهشت) و در حدود سال صد و سی‌وهفت هجری، مردی بنام «رَوّاد» از قبیلهٔ «اَزْد» از قبایل مشهور یمن در تبریز مسکن گزید و پسران او اقدام به ساخت نخستین دیوار شهرکردند. به گفتهٔ یاقوت حموی، تبریز قریه‌ای بود تا آن‌که رواد ازدی در زمان متوکل عباسی به آن درآمد. پس از رواد، پسرش «وجنا» با برادرانش در آنجا قصرها ساختند و گرد شهر دیوار کشیدند. سپس مردم به آن شهر درآمدند. نویسندگانی مانند ابن خرداذبه، بلاذری و طبری، تبریز را در بین شهرهای کوچک آذربایجان نام‌برده‌اند. درحالی‌که مقدسی شهر را تحسین کرده و هم‌عصر او ابن حوقل (حدود سیصد و شصت و هفت هجری) تبریز را آبادتر از اغلب شهرهای کوچک آذربایجان می‌شمارد. این شهر از نیمهٔ یک سدهٔ سه هجری روبه گسترش نهاد و اهمیت آن در منطقهٔ آذربایجان به‌اندازه‌ای بود که متوکل عباسی پس از زمین‌لرزهٔ سخت و ویرانگر تبریز در سال دویست و چهل‌وچهار هجری، بی‌درنگ فرمان بازسازی شهر را صادر نمود. تبریز که در دورهٔ فرمانروایی «ابومنصور وهسودان روادی» روبه گسترش و آبادانی نهاده بود، در اثر زمین‌لرزهٔ سال چهارصد و سی‌وچهار هجری مجدداً به‌شدت آسیب دید. به‌طوری‌که ناصرخسرو که در چهارصد و سی‌وهشت هجری از این شهر دیدن کرده است، مساحت تبریز را هزار و چهارصد در هزار و چهارصد گام بیان کرده که بر این اساس به نظر نمی‌رسد مساحت شهر متجاوز از یک کیلومترمربع بوده باشد. اعضای خاندان روادیان تا چهارصد و چهل‌وشش هجری با چند وقفه، حاکمان تبریز بوده‌اند. در این سال طغرل سلجوقی، وهسودان روادی را خراج‌گزار خود کرد و به گفتهٔ ابن اثیر، طغرل در سال چهارصد و پنجاه هجری «مملان بن وهسودان» را به حکمرانی آذربایجان گماشت. الب ارسلان (جانشین طغرل) در چهارصد و شصت‌وسه حملان را از حکومت آذربایجان برکنار نمود و نزدیک به چهار صدسال فرمانروایی خاندان روادی را در این سرزمین پایان داد.

در نوشته‌های تاریخی از دوران سلجوقی، اشاره‌های زیادی به تبریز یافت نمی‌شود. در راحةالصدور آمده که طغرل جشن ازدواج خود را با دختر خلیفه در نزدیکی این شهر برپا ساخت. بعد از وفات سلطان محمود غزنوی (به سال پانصد و بیست‌وپنج هجری) بین داود پسر سلطان محمود و مسعود برادر وی تنشی جهت تصاحب تبریز پیش آمد که در این میان داود پیروز شد و تبریز را مقر حکومت خود ساخت. آن‌چنان‌که از شواهد تاریخی برمی‌آید از زمان قزل ارسلان (پانصد و هشتادودو منهای پانصد و هشتادوهفت هجری) به بعد تبریز برای همیشه پایتخت آذربایجان گردید.

در ابتدای قرن هفت هجری مغول‌ها دو بار به تبریز حمله بردند ولی با دریافت غرامت بازگشتند. در سال شش‌صد و بیست‌وهفت هجری مغول‌ها درنهایت بر تمام آذربایجان و به‌خصوص تبریز دست یافتند.

از ایلخانان تا جنبش مشروطه سفینهٔ تبریز؛ از آثار برجستهٔ ادبی دورهٔ ایلخانان که در بین سال‌های هفت‌صد و بیست‌ویک تا هفت‌صد و بیست‌وسه هجری توسط ابوالمجد تبریزی در تبریز گردآوری و کتابت شده است.

اوج شکوفایی تبریز در زمان ایلخانان بود؛ یعنی زمانی که این شهر پایتخت قلمروی بود که از نیل تا آسیای میانه گسترده شده بود. تبریز در دوران تیموریان، قراقویونلوها و اوایل سلسلهٔ صفویه نیز پایتخت ایران بوده است. این شهر به سال هزار و پانصد میلادی (نه‌صد و شش هجری) به تصرف شاه اسماعیل درآمد و نخستین پایتخت ایران جدید در دورهٔ صفویه شد. در این زمان حدود دوسوم جمعیت دویست منهای سیصدهزارنفری تبریز سنی مذهب بودند و به‌زودی سیاست‌های سختی جهت تحمیل مذهب شیعه بر سنیان تبریز اعمال گردید. نزدیکی این شهر به مرز ایران و عثمانی موجب شد که تبریز در برابر تهدیدهای این حکومت آسیب‌پذیر شود؛ به‌طوری‌که چندین بار به تصرف عثمانیان درآمد تا این‌که شاه‌تهماسب صفوی در سال هزار و پانصد و چهارده میلادی (نه‌صد و بیست هجری) پایتخت را از تبریز به قزوین منتقل نمود. تبریز در دورهٔ قاجار ولی‌عهدنشین این سلسله بود و ولیعهدان سلسلهٔ قاجار در این شهر اقامت می‌گزیدند.

 تبریز در جنبش مشروطه نقشی مهمی بر عهده داشت و دلیری و فداکاری کسانی چون ستارخان (سردار ملی)، باقر خان (سالار ملی) و شیخ‌الاسلام به پیروزی جنبش و گرفتن مشروطه منجر شد. پس از سرکوب مشروطه توسط محمدعلی شاه قاجار تمام حرکت‌های مشروطه‌خواهان در تهران خاموش شدند؛ اما در تبریز و تنها در چند محلهٔ آن، هنوز کسانی بودند که حاضر باشند تا پای جان ازاین‌دست آورد پاسداری کنند. ستارخان و پیروانش در محلهٔ امیر خیز، باقر خان از محلهٔ خیابان و مارالان و ارامنهٔ این محله‌ها و حدود صد داوطلب مسلحی که توسط روشنفکران ارمنی شهر از قفقاز سازمان‌دهی شده بودند، شروع به مقاومت کردند و به‌تدریج چند محلهٔ دیگر نیز به آن‌ها پیوستند. مقاومت آن‌ها در مقابل نیروهای طرفدار محمدعلی شاه، به سرکردگی امام‌جمعهٔ تبریز و با حمایت طایفهٔ شاهسون و دیگر مدافعان استبداد، ماه‌ها ادامه داشت تا این‌که در اصفهان و گیلان نیز مردم به پا خواستند و مشروطه‌خواهان با فتح تهران به پیروزی رسیدند. درواقع شروع قیام مشروطه‌خواهان علیه استبداد محمدعلی شاهی، از شهر تبریز بوده است.

رونق مبادلات تجاری و فرهنگی تبریز و مرکزیت اقتصادی این شهر در طول سده‌ها، به پیشرفت و گسترش نهادهای مدنی و اجتماعی تبریز منجر شده است. به‌ویژه در دوران قاجار، تبریز به سبب هم‌جواری با روسیه و عثمانی و نزدیکی این شهر به راه‌های ارتباطی غرب، نقطهٔ آغازین بسیاری از پیشرفت‌ها در سطح کشور بوده است. در این دوران بسیاری از جنبش‌های فکری، تحولات اجتماعی، اقتصادی و فنی و بسیاری از نهادهای مدنی پیش از تهران و دیگر نقاط ایران، در این شهر شکل می‌گرفت. بسیاری از اولین‌های تاریخ ایران مانند اولین چاپخانه، اولین سینمای عمومی، اولین کودکستان و اولین مدرسهٔ کر و لال‌های ایران، ادبیات نوین، نمایشنامه‌نویسی به زبان فارسی و آذری، اولین خیابانی که در ایران دارای برق شد و... در تبریز بوده‌اند.

در سال هزار و سیصد و بیست‌وچهار خورشیدی فرقهٔ دموکرات آذربایجان با حمایت شوروی سعی در برپایی حکومتی مستقل از دولت مرکزی ایران کرد و تبریز مرکز فعالیت‌های این گروه بود. ولی با بیرون رفتن نیروهای شوروی، این فرقه نیز با شکست سختی روبه‌رو شد. سیاست دوران شوروی کمونیستی و استالین موسوم به «دیوار آهنین» و بسته شدن مرزهای شمالی ایران در این دوران، ضربهٔ بزرگی به رونق شهر -به‌عنوان مرکز مبادلات منطقه با همسایگان شمالی ایران- وارد نمود. در بیست‌ونه بهمن هزار و سیصد و پنجاه‌وشش خورشیدی، تظاهرات مردم تبریز به مناسبت چهلمین روز کشته‌شدگان نوزده دی هزار و سیصد و پنجاه‌وشش تظاهرات قم به درگیری کشید و معترضین عملاً بیش‌تر نقاط شهر را تسخیر نمودند. در سال‌های نخست بعد از انقلاب ایران در سال هزار و سیصد و پنجاه‌وهفت، طرفداران «حزب جمهوری خلق مسلمان ایران»، برخی ناآرامی‌ها را در این شهر پدید آوردند که با دخالت دولت ایران و تعطیلی حزب مذکور، این ناآرامی‌ها خاتمه یافت. تبریز در سال‌های جنگ عراق با ایران نقش بارزی داشت و حضور نیروهای داوطلب از تبریز در آن دوران درخور توجه بود. بنا بر آمار رسمی موجود، شمار کشته‌شدگان این شهر در این جنگ بیش از چهار هزار و دویست تن بوده است.